تبليغاتX
پاسخ گویی به وبلاگ های بهایی ستیزی

چرا آثار دیانت بهایی به زبان عربی نازل شده است ؟

نگارش: ورقاء
۳۰ مرداد ۱۳۸۶

بسیاری از دوستان غیر بهایی سئوال بالا را مطرح می فرمایند و تاکید می نمایند از آنجا که حضرت بهاالله ، شارع دیانت بهایی ، پیامبری ایرانی و فارسی زبان بوده اند ؛ طبعا می بایست آثار ایشان نیز به زبان فارسی باشد.

به عقیده نگارنده ، غالبا طرح چنین سئوالی ناشی از آشنایی محدود واولیه با آئین بهایی می باشد. چه که آشنایی و مطالعه بیشتر در خصوص این آئین مبین ، نشان می دهد که علاوه بر آثار عربی ، بخش عمده و قابل ملاحظه ای از آثار مبارکه حضرت بهاءالله به لسان فارسی نازل شده است. (1) که از جمله می توان به کتاب ایقان و کلمات مبارکه مکنونه فارسی اشاره نمود که در میان آثار وحیانی دیانت بهایی واجد مرتبتی مخصوص و ممتاز می باشند. دیگر می توان از هفت وادی ، چهار وادی ، مثنوی مبارک ، کتاب بدیع ، اشراقات ، طرازات ، تجلیات ، کلمات فردوسیه و کثیری از الواح و ادعیه مبارکه به زبان فارسی یاد نمود. در این میان حتی الواحی به قلم حضرت بهاءالله موجود است که " در نهایت بلاغت به فارسی صرف " (2) و پارسی سره نازل شده است. به عنوان نمونه می توان مناجات نازله با مصدر " بنام خداوند بی مانند " را ذکر نمود که در مجموعه " ادعیه حضرت محبوب " به طبع رسیده است.(3)

مضافا اینکه در آثار مقدسه بهایی ، زبان فارسی ، ستایش و تکریم شده (4) و به عنوان " لغت نوراء " (5) و" لسان شیرین " (6) و نمکین (7) مذکور می باشد.

اما سئوالی که به طور خاص مطرح می گردد اینست که چرا کتاب اقدس به زبان عربی نازل شده است ؟

لازم به ذکر است که " کتاب اقدس " مقدس ترین و مهمترین اثر آئین بهایی و عمده ترین منبع و مرجع برای احکام آنست.

در پاسخ به سئوال اخیر باید گفت که :

در قیاس با زبان فارسی ، آثار مقدسه بهایی از لسان عربی با عنوان " لغت فُصحی " (8) یاد می فرماید. یعنی لسانی که فصاحت دارد و فصاحت به معنای روشنی و استواری کلام است(9). یکی از خصوصیاتی که باعث می شود تا بیان و لسان ، فصیح واستوار گردد ؛ گستردگی واژگان است. و از این جهت زبان عربی کم نظیر است. اعراب برای هر حالتی و برای هر شانی لغتی دارند. به عنوان نمونه در مقوله اصوات چنین ظرافتی موجود است . آنها به صدای باد می گویند : هزیز – به صدای کلاغ : نعاق – صدای سگ : نباح – صدای کبوتر : هدیر – صدای ناله : حنین و ...

از جهت عمق نیز عربی یک شاهکار بی همتا است. بعضی مواقع معانی ، چنان عمیق است که در ترجمه یک واژه به فارسی ناچار از بیان چند عبارت می باشیم . فی المثل ما لفظ " استنباط " را بارها به کار می بریم : " استنباط بنده از آیه مبارکه چنین است ... "

ریشه این کلمه " نبط " است . نبط در لغت به معنای آبی است که در اعماق زمین موجود و مکنون است و استنباط یعنی آبی را که در عمق زمین است ، کشف نماییم . لذا وقتی می گوییم " از آیه مبارکه استنباط نموده ام " یعنی معانی آیه مبارکه را که به مثابه آبی در اعماق الفاظ بوده ، کشف نموده ام.

این امتیازات ، یعنی بسط و عمق واژگان ، عربی را به زبانی دقیق و مناسب برای بیان مفاهیم دقیقه مبدّل نموده است .

از طرف دیگر حضرت بهاءالله " به لسان عربی تسلط کامل داشتند و به اقتضای مقام هر وقت لازم می آمد که معنی دقیق مطلبی در الواح و آثار بیان گردد ؛ ترجیح می دادند که آیات به لسان عربی نازل گردد " (10) لهذا امّ الکتاب دیانت بهایی یعنی کتاب مستطاب اقدس که حاوی دقیق ترین معانی و ظریف ترین حقایق است به زبان عربی و در " نهایت ایجاز " (11) نازل شده است. و از همین روست که بهاییان فارسی زبان تشویق شده و مامور گردیده اند که لغت فصحی را – که با آن قرابت دارند – فراگیرند و از آیات عربیه حظّ مستقیم برند و به اصطلاح ازسر چشمه نوشند. چه که " لغت اصلی تاثیر کلی و حلاوتی دیگر دارد " (12)

 1- این موضوع در باره آثار مبارکه حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرالله نیز مصداق دارد

2- مائده آسمانی جلد 5 ص 44

3- ادعیه حضرت محبوب ص 290

4- مائده آسمانی جلد 7 ص 172

5- مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس ص 71

اشراقات و چند لوح دیگر ص 73 و 184

6- مائده آسمانی جلد 7 ص 173

7- آثار قلم اعلی جلد 7 ص 124

8- اشراقات و چند لوح دیگر ص 184

9 – معانی ، دکتر سیروس شمیسا ص 44

10 – کتاب اقدس ، مرکز جهانی بهایی 1992 صفحه 19 از مقدمه

11 – همان جا ص 20

12 – پیام آسمانی ص 109 به نقل از توقیع منیع 26 جولای 1932

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:51  توسط فرشاد   | 


پاسخ به وبلاگ نقد و بررسی بهاییت در خصوص مادر

حضرت بهاالله

 
مطلبی را که وبلاگ نقد و بررسی بهاییت نقل نموده از تالار تکیه خانه نقل نموده که سایت نگاه پاسخی به آنها داده که بنده عینا نقل میکنم


مطلب جالبی را در سايتی تحت عنوان "انجمن‌های گفتمان تکیه خانه عمومی..." مطرح کرده‌اند تا از بیانات حضرت بهاءالله علیه خود ایشان استفاده نمایند. نویسنده مشخّص است که اهل مطالعه است، امّا متأسّفانه سُرنا را از سر گشادش می‌نوازند و لاجرم اگر قدری وارد جزئیات شویم دود این مطلب در چشمان خود ایشان فرو می‌رود و از سخن گفتن پشیمانشان خواهد کرد. جالب است که خلق الله را می‌رنجانند و می‌گویند قصد رنجاندن ندارم. چه خوب بود، حال که دست به مطالعه زده‌اند چند اصل را رعایت می‌کردند:

 

اوّل – قرآن کریم را خوب مطالعه می‌کردند تا مبادا نکته‌ای از چشمشان پنهان مانده باشد و بعدها مورد استفاده کسانی قرار گیرد که ایشان به آنها ایراد ناوارد می‌گيرند.

ثانی - حال که به مطالعه آثار بهائی پرداخته‌اند، قدری در دقایق امر مداقـّه فرمایند ببینند اگر حقـّی در آن هست، آنچه را که ایراد مشاهده می‌فرمایند در کمال ادب با بهائیان مطرح فرمایند تا جواب قانع کننده به ایشان داده شود.

ثالث – داستان مؤمن آل فرعون را در قرآن و داستان مؤمن يهودی در دربار پیلاطس را در انجیل مطالعه فرمایند و بدانند که اگر حقـّی در دیانت بهائی وجود داشته باشد و ایشان از آن غافل مانده‌اند در یوم جزا جوابگوی ذات الوهیت هستند که به هیچ وجه از کسی که به پیامبرش افترا زده نخواهد گذشت چه که حضرت مسیح صریحاً می فرماید هر گناهی قابل عفو و بخشش است الاّ اهانت به روح‌القدس؛ البتـّه ایشان می‌دانند که روح‌القدس و روح‌الأمین حامل وحی الهی هستند و اهانت به پیامبر الهی جز اهانت به روح قدسی الهی نیست.

و امّا در جواب مطلبی که ایشان مطرح کرده‌اند به چند نکته باید اشاره کرد:

و امّا الأوّل: همانطور که یکی از مشترکین این سايت اشاره کرده‌اند، نویسنده نمی‌بایستی بی‌گدار به آب می‌زد و باید ابتدا مطالعاتی تاریخی هم می‌داشت و بعد اهانت را وارد می‌فرمود:

1- عزیـّه خانم خواهر حضرت بهاءالله که ایشان نامش را آورده‌اند و نامش در واقع شاه سلطان خانم است، مادرش کلثوم خانم اهل قریه یوش معروف به خانم‌جان خانم بود. کلثوم خانم چند فرزند از جناب میرزا بزرگ نوری داشت. غیر از عزّیـّه خانم، فاطمه سلطان خانم بود که ازلی شد و هیچوقت بهائی نشد. میرزا تقی پریشان بود که شیخی بود و اصلاً بابی نشد و میرزا رضاقلی حکیم بود که از انتساب به حضرت بهاءالله ابا داشت. بنابراین حضرت بهاءالله با این خانم از یک مادر نبودند.

2- میرزا یحیی ازل از کوچک خانم کرمانشاهی، همسر دیگر جناب میرزا بزرگ نوری بود. بنابراین با حضرت بهاءالله از یک مادر نبودند.

3- خواهران و برادران حضرت بهاءالله از خدیجه خانم و جناب میرزا بزرگ عبارت بودند از نساء خانم و ساره خانم و میرزا موسی کلیم که هر سه مؤمن بودند.

4- ورود شیطان در فراش به معنی القاء کلمه نفی است بر مادر در حین انعقاد نطفه و آن عبارت از نفس امّاره است نه آن که شیطان به صورت شخص ثالثی وجود داشته باشد. شما که در آثار بهائی اینقدر (!) مطالعه دارید، لابد باید به این نکته پی برده باشید که شیطان همان نفس است و سجده ملائکه به آدم در یوم اوّل خلقت قرار گرفتن سجایا و صفات مرضیه در اختیار انسان است و آنچه که از انسان تمرّد می‌کند، همان نفس اوست که از اوّل او را به امتحان انداخته و اگر انسان قدری سستی کند و تسلیم شود، البته نفس بر او چیره می‌شود و به القاء می‌کند آنچه را که نباید. همین معنی را سلمان رشدی دستاویز ساخت و عنوان کرد که بعضی از آیات قرآن کریم القاء شیطان است. یعنی زمانی که نفس انسان بر او چیره می‌شود و خلاف رضای الهی سخنی را می‌گوید یا فکری را می‌پذیرد. چون اشاره‌ای به محمّدعلی (برادر حضرت عبدالبهاء) کردید، عرض می‌کنم، که مادر او نیز به علـّت تسلیم شدن در مقابل نفس امّاره با عهد و میثاق الهی مخالفت کرد. همانطور که دو پدرزن حضرت رسول اکرم با عهد و میثاق الهی مخالفت کردند و حقـّی را که خداوند به حضرت علی ابن ابیطالب عنایت فرموده بود ندیده گرفتند و بر مسند او جالس شدند. آن دو نیز تسلیم نفس خود شدند و در واقع شیطان در فراش مادرشان وارد شد و انعقاد نطفه با القائات نفسانی و شیطانی همزمان گردید.

و امّا الثـّانی: در مورد گوساله نامیدن ازل از قلم حضرت بهاءالله. اگر این دوست ما قدری بیشتر مطالعه می فرمودند می‌دانستند که اوّلاً کلمه گوساله به کار نرفته و عـِـجل به کار رفته و اگر قرآن را خوانده باشید (که بعید می‌دانم چون دنبال ایراد در کتب دیگران می‌گردید) در سوره بقره و سور دیگر به داستان عزیمت حضرت موسی و به ارمغان آوردن آیات بیـّنات برای قوم خود و مشاهده آنها در حال پرستش عجل اشاره شده است. حضرت بهاءالله به ازلیان می‌فرمایند آیات بیّنات که به وحی الهی نازل شده دست ایشان است و آن کس را که آنها مولای خود تصوّر کرده و پرستش می‌کنند، عجل است، يعنی همان که امّت حضرت موسی در غیابش از طلا ساختند و پرستش کردند. از آن گذشته اگر به سوره بقره آیه 93 مراجعه فرمایید مشاهده می‌کنید که این بت جنبه درونی و نفسانی دارد و در واقع همان نفسانیاتی است که بندگان معرض از خداوند در دل و جان خود می‌پرستند و به جای آن که در آثار الهی به دنبال حقیقت بگردند، اوقات خود را به جستجوی ایراد به بطالت می‌گذرانند. مانند نفوسی که جستند و جستند و در قرآن کریم در سیصد موضع اشتباهات صرف و نحوی پیدا کردند و معاذالله آن را کلام خدا ندانستند و خسر الدّنیا و الآخره شدند. برای مطالعه موضوع عجل می‌توانید به سوره بقره آيات 51، 54، 92، 93، سوره نساء آیه 153، سوره اعراف آیه 152، سوره اعراف آیه 148 مراجعه نمایید.

و امّا الثـّالث: گاه لازم می‌آيد برای نشان دادن شقاوت و قساوت قلب بعضی از آدمیان، از کلماتی که مردم استفاده می‌کنند استفاده شود. مثلاً حیوانی که نیش می‌زند تا به آنچه که مایل است برسد، مار است. شخصی در اصفهان، بلاجهت و صرفاً به خاطر رسیدن به جاه و مقام دست به کشتار می‌زند و به این و آن آسیب وارد می‌آورد، او را به مار تشبیه می‌کنند و در عربی رقشاء می‌گویند. دیگری برای حفظ منصب و مقامش، شروع به ریختن خون بندگان خدا می‌کند و دستش را به دم اطهر دو برادر اصفهانی به نام سید حسین و سید حسن و نیز کاظم طالخونچه‌ای آلوده می‌سازد؛ او را به گرگ تشبیه می‌کنند. فرزندش به پدر تأسّی می‌کند و نام پسر گرگ را برای خود حفظ می‌کند. مگر نمی‌گویید یزید خونخوار. مگر او خون کسی را نوشید که این لقب را گرفت. خونهای بسیاری را بر خاک ریخت. امّا، کلمه خونخوار صفت مناسبی برای یزید نیست و نمی‌تواند او را به طور کامل وصف کند و باید او را به حیوان تشبیه کرد. امّا، نکته مهم در اینجا آن است، که حیوان به طور غریزی این کار را انجام می‌دهد، امّا انسان دارای صفات ملکی است و می‌تواند این کار را نکند و خود را تسلیم غرایز نفسانی ننماید. به این لحاظ است که فلاسفه می‌گویند انسان در نهایت تاریکی و ابتدای روشنایی است و اگر هبوط کند در اعماق ظلمت فرو می‌رود و از حیوان نیز پست‌تر می‌شود و اگر صعود کند البته نور علی نور می‌گردد. بدین لحاظ باید بدانید که مقصود از به کار بردن کلمه ذئب و ابن ذئب و رقشاء و امثالهم دشنام دادن نیست بلکه ذکر صفت است و تشبیه به یکی از کائنات. فی‌المثل شما می‌گوييد فلانی دریادل است؛ یا دلی به تاریکی شب یلدا دارد؛ یا چون کوه استقامت می‌کند؛ مانند طوفان می‎‌تازد. در حالی که مقام انسانیت به مراتب بلندتر از کوه و دریا است؛ چه که انسان است. در همان لوح ابن ذئب حضرت بهاءالله جناب شیخ را مکرّراً به توبه و انابه به درگاه احدیت دعوت می‌فرمایند. در کتاب اقدس به ازل پیشنهاد می‌کنند توبه کند و رجوع کند تا خداوند او را ببخشاید. در حالی که اگر شیخ را واقعاً پسر گرگ می‌دانستند راه رجوع را به او نشان نمی‌دادند و اگر ازل را گوساله ‌می‌دانستند پیشنهاد عفو الهی را به او نمی‌نمودند. امّا اسفا که آنها این دو مقام را برای خود ترجیح دادند!

 

باب تشبیه و استعاره در قرآن هم باز است و برای مثال در نمونه زیر خداوند کفار را به گاو و خر بلکه پست تر از بهائم تشبیه کرده اند
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا 

آنان( کفار )مانند چهار پایان هستند بلکه ایشان پست تر از چهار پایان می باشند ( الفرقان ۴۴

 مثل الذین حملو التورات ثم لا یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفار" ( جمعه :5)
. مثل کسانیکه حمل می کنند تورات را پس متحمل مفاد و معنای تورات نشدند مانند خریست که حمل می کند کتابها را.

امیدوارم این نوشته را بدون غرض بخوانید و قدری در مندرجات آن دقـّت فرمایید و از این پس بی‌گدار به آب نزنید و خلق الله را نرنجانید. با تشکّر از توجّه شما.




+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:38  توسط فرشاد   | 

 



اسلام و حضرت محمد از دیدگاه آثار بهایی


این مطلب در پاسخ به شبهات فردی به نام نور محمد نجفی مدیر وبلاگ بهاییزم در

پرشین بلاگ است


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:2  توسط فرشاد   | 


پاسخ به وبلاگ نقد و بررسی بهاییت در خصوص سالروز صعود
 
حضرت بهاالله





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 8:20  توسط فرشاد   | 


دلایل جعلی بودن توبه نامه منسوب به حضرت باب

پاسخی به سایت ایران سهراب و دیگراقتدا کنندگانشان


 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 19:26  توسط فرشاد   | 



آچار فرانسه بهائی ستیزان: امیر عباس هویدا و اتهام بهائیت

پاسخ به وبلاگ http://politic-bahaee.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:28  توسط فرشاد   | 



بهایی، اوه اوه اوه صهیونیست!

در راستای اینکه در جریان انفجار شیراز گروهی که مخالف وهابیت و بهائیت بودند، کشته ‏شدند و اول معلوم شد که انفجار توطئه نبوده، ولی بعدا مسوولان مربوطه به این نتیجه رسیدند ‏که وقتی در کشور ما گران شدن قیمت گوجه فرنگی هم توطئه استکبار است، چطور ممکن ‏است انفجاری به این بزرگی توطئه نباشد، و لذا تشخیص داده شد که اگر توطئه باشد بهتر است ‏و برای هر توطئه ای باید عوامل آن کشف شده و چون گروه مورد انفجار، مخالف وهابیت و ‏بهائیت بودند، و وهابیون دم دست نبودند، اما بهائی ها دم دست بودند، تعدادی از بهائی ها ‏دستگیر شدند. و با توجه به اینکه گروه منفجرکننده که اول در حال فرار بوده و دستگیر شدند ‏و معلوم شد ابتدا انگلیسی هستند، و بعد تشخیص داده شد که چون آمریکا خطرناک تر از ‏انگلیس است، پس بهتر است آمریکایی باشند. اما همین دیروز مسوولان مملکتی به این نتیجه ‏رسیدند که اصلا یادشان نبود که اسرائیل از هر دو خطرناک تر است، پس تشخیص داده شد ‏که به گفته دری نجف آبادی، دادستان کل کشور بمب گذاری شیراز مستقیما دست اسرائیل بود. ‏در همین چند راستای نامربوطی که عرض شد، و با توجه به اینکه سخنگوی هیات دولت ‏دیروز اعلام کرد که « بازداشت بهائیان دلایل امنیتی دارد.» اینجانب نیز شدیدا از اظهارات ‏این سخنگو حمایت کرده و با توجه به دلایل مختلف معتقدم " بهائیت" چه در این انفجار دست ‏نداشته باشند، چه دست داشته باشند، امروز جزو دشمنان خطرناک ایران محسوب شده و دلایل ‏خود را در همین راستا به عرض می رسانم.‏

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 8:15  توسط فرشاد   | 


عدم عضویت زنان در بیت العدل

این بسیار خوب است که حقوق زنان مورد توجه قشر بسیاری قرار گرفته . حتی مسلمانان که کمترین حقوق را برای زنان قائل هستند نیز برای زنان دل میسوزانند. این نشان دهنده این است که حتی متحجرین اسلامی نیز به این مسئله که برای زنان نیز باید حقی قائل شد رسیده اند . و یا شاید به بهانه بهایی ستیزی آن را مطرح میکنند تا بتوانند ایرادی گرفته باشند و در عمل چنین نیست.

حضرت عبدالبها میفرمایند :

"در اين عصر الهی ... مساوات رجال و نساء جز در

مواقع جزئی از جميع جهات اعلان گردید."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:29  توسط فرشاد   |